محمد ابراهيم آيتى
131
تاريخ پيامبر اسلام ( فارسي )
اسلام آوردهاند و ديگر زحمتى براى مسلمانان مكّه در كار نيست . پس در ماه شوّال به مكّه بازگشتند و نزديك مكّه خبر يافتند كه اسلام اهل مكّه دروغ بوده است و ناچار هر كدام به طور پنهانى يا در پناه كسى [ 1 ] وارد مكّه شدند [ 2 ] ، و بيش از پيش به آزار و شكنجه
--> [ 1 ] - أبو سلمه در پناه خالوى خود أبو طالب بن عبد المطلب ( سيرة النبى ، ج 1 ، ص 389 - 391 ) . عثمان در پناه أبو أحيحه : سعيد بن عاص بن أميه ، أبو حذيفه در پناه پدرش عتبه ، عثمان بن مظعون در پناه وليد بن مغيره ، سپس از پناه وى بيرون آمد و گفت : نخواهم در پناه مشركى باشم ( الكامل ، ج 2 ، ص 53 ) فقط عبد الله بن مسعود اندكى فكر كرد ، و آنگاه به حبشه بازگشت ( الطبقات ، ج 1 ، ص 206 ) و هنگامى كه لبيد بن ربيعه در انجمن قريش گفت : ألا كلّ شىء ما خلا اللّه باطل ، عثمان بن مظعون گفت : راست گفتى و چون گفت : و كلّ نعيم لا محالة زائل . گفت : دروغ گفتى ، نعمت بهشت زوال ندارد . لبيد از گفتهء وى پيش قريش شكايت كرد ، مردى از قريش چنان بر چشم وى نواخت كه كبودش كرد . وليد گفت : كاش در امان من مىماندى تا چنين نمىشد . گفت : چشم ديگر من هم آماده است و به چنين پيشامدى نياز دارد و من در پناه كسى هستم كه از تو نيرومندتر و تواناتر است . وليد گفت : برادرزادهام ! اگر مايلى به پناه خويش بازگرد . گفت : نه ( سيرة النبى ج 1 ، ص 391 - 393 ) . [ 2 ] - مصباح الاسرار ، ص 28 . بحار الانوار ، ج 18 ، ص 422 . الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 206 . تاريخ الامم ، ج 2 ص 69 - 70 . ظاهرا آن چه در كامل مىگويد كه : برخى از ايشان ماندند و برخى به مكه بازگشتند مربوط به هجرت دوم است و در هجرت اول ذكر شده و نيز آن چه طبرى مىگويد كه : در شمارهء مهاجرين اولين اختلاف كردهاند : بعضى يازده مرد و چهار زن و برخى هم 82 يا 83 مرد و هيجده زن گفتهاند ، مطلبى است خالى از تحقيق و ناشى از عدم تأمل در كلام ابن اسحاق ( ر . ك : سيرة النبى ، ج 1 ، ص 343 - 353 ) ابن حزم نيز دو هجرت اول و دوم حبشه را با هم خلط كرده است ( ر . ك : جوامع السيره ، ص 55 - 66 ) و ظاهرا اين خلط و اشتباه در كلام طبرى و ابن حزم ناشى از آن باشد كه مهاجرين اولين نيز پس از بازگشتن به مكه ، دوباره مهاجرت كردند ( ر . ك : الطبقات الكبرى ، ج 1 ، ص 207 . اسد الغابه ، ج 3 ، ص 376 ) . -